می خواستم از واژه (معلم)  اموزگار بنویسم،اما چون نوشتن اغاز کردم، دانستم که این سخن دراز، در گفتار کوتاه نمی گنجد.

گویی ناگهان، پشته ای سنگین از واژگان،چون کوهه هایی از دریایی خروشان، بر سرم اوار شد.

دیدم که سراسر زندگی،  و هر ان چه بر ما از نیک و بد، زشت و زیبا، شکست و پیروزی ،تلخی و شیرینی و تندرستی و بیماری می گذرد،....

همه اموزگارانند....

سختی ها، به ما پایداری و شکیبایی و امید می اموزند.

شکست ها،سخت و هشیار و بیدارمان می سازند.

جنگ ها و اتش افروزی ها، درس همدلی و مهربانی و دوری از ستمگری و ازمندی می دهند.

دشمنی ها و بد خواهی ها ، ما را از ارزش نیک خواهی و مهر ورزی اگاه می کنند.

پژمردن گل ها و مرگ یاران، ناپایداری جهان را به یادمان می اورند  و.....

کوتاه سخن ان که ، گستره اموزشگاه زندگی، بی پایان است.

باشد که اموزه هایش را نیک دریابیم و از ازمونش سربلند بیرون شویم.

امروز و هر روزتان به مهر روشن باد
یاران جان

هما ارژنگی