شیر دره پنجشیر افغانستان

این یاد داشت را در روز نوزدهم شهریور ماه سال

 ۱۳۹۸ یعنی دوسال پیش به بهانه سالگشت کشته

 شدن این بزرگ مرد نوشته بودم و امروز که دلم

 مالامال از اندوهی بیکران است ،ان را باز گو می کنم.

........

ای ازاده مرد،ای رهرو جان آگاه راه پر فراز و

 نشیب رهایی، ای واپسین سردار مرزهای شرقی

 ایران بزرگ، احمد شاه مسعود

غروبی غمگین است و غم نبودنت بر دل خاک سنگینی می کند.

تو رفته ای و آرزوهای بلندت که در سینه فشرده

 دره های پنجشیر می پیچد و در چکاد کوه های

 بلند پژواک می شود، به گوش می رسد.

آوایی که از جان آگاه تو برخاسته، آوایی که  هرگز سر خاموشی ندارد.

این آوای تو ست که گاه غزلی نغز ازدیوان خواجه

 راز را در گوش باد نجوا می کند و گاه چون

 غرش شیری پر شکوه و فرماندهی فرهمند به

 یارانت فرمان خیزش و تازش بر دشمنان می دهد.

آنانی که نه تاب دیدارت داشتند و نه توان

 شکستنت، بر آن شدند تا خون پاکت را بر خاک بریزند.

چه بینوا و ناتوان دشمنانی..‌!  که نمی دانند

 خورشید آزادی و آزادگی، با هیچ گلوله ای خاموش نمی شود.

سردار دلیر دره پنجشیر،پهلوان دلیر، یک روز

 سرزمین های جدا مانده از دامان مادر به هم می

 پیوندند و در ان روز سرود پیروزی تو بار دیگر در

 چکاد کوه های هندو کش پژواک خواهد شد.

۱۹ شهریور ۱۹۹۸