همدان (هگمتانه)
« پاي تخت تاريخ و تمدن ايران »
هگـمتـانه، شـهر دورانهـاي دور
سـرزميـن دانـش و مـهد شـعـور
گنـج پـنـهان مـانده در بطن زمان
قـصــه پــرداز شـکـوه بـاسـتـان
پـاي تـخـت دودمـانهـاي کـهـن
اي سـراي بيـنش و علم و سخن
ميســرايـم از کـهـن آيـيـن تـو
سـر کـنم افسـانـه ي ديـريـن تـو
تـو ، مهـين پيري زدوران يـادگار
گـشـتـه الـونـد بـلـنـدت گـاهوار
از« ديـاکـو» زنده شد چون نام تو
شـهنشـينـي شـد بهين فرجام تو
پس ز « هو وخشتره» گشتي استوار
بـا حصـار و بـرج وکـاخ شـاهـوار
شـهر شادي پرور « ياران» شدي
گـوهـري بـر تـارک ايـران شدي
گـرچـه ديـدي فتـنههاي بيشمار
يـــورش اســـکـنــدر و آل زيـار
فــتـنـه تـيـمـور و افـغـان و تتار
هـــر زمــان انــدر گـذار روزگــار
لــرزههــا افـتـاد بـر بـام و درت
گـشـت خون آلود و ويـران پيکرت
کاخ و بارويت نگون در خاک شد
سيـنه ي پـاکت هـزاران چـاک شـد
در نبرد زنـدگانـي ، هم چو شـير
سـر فــرو نـاوردي اي سـالار پـير
هـگـمتـانــه، در جــهان نـامآوري
همـچـو دريايـي و گـوهـر پـروري
مـردمـت روشن ضمير وخوش مرام
در صـف مشـروطه خواهان پيشگام
«عشقي» آن آزادهگوي خوش سخن
در فــغــان و نــالـه از درد وطـن
سينـهاش را تـير خـصم آمـاج شـد
گـلـبـن نـشکـفتـهاش تـاراج شـد
يـاد بـاد از پيــر عــريـان تـو يـاد
آن که بــودش از دل و از ديـده داد
آن که جــان در بوته ي سـودا نهاد
ديــده را بــر خـنـجـر پــولاد داد
« پور سـينـا»يت جهان افروز شد
هم چو خورشيديکه ظلمت سوز شد
او جـهـانـي دانـش و انـديشه بود
کـيـمـيا کـاري مـحـبت پيشه بود
نـور حـق تـابيد بر« عين القضات »
عـارف شــوريـده صـاحب صـفات
همچو «حلاج» ش به آتش سوختند
رمـز « الاهــو » ازو آمــوخـتـنـد
آري اي گـنـجـيـنـهدار بـاسـتـان
قصـهگـويعهـد ديرين «هگمتان»
هـرچـه گـويم از تـو شـهر دلستان
خـود نـمـيآيـد بـه پـايـان داستان
گنـج و غـار و قلـعهداري جاي جاي
بـرج و بـارو تـپـههـاي ديـر پـاي
شـيـر سـنـگـي آبــشـاران بـلـنـد
بـقـعـه و آتـشـگـه پـاک و سـپنـد
يـک بيـک چـون اخـتران روشنـند
قـصـه پـردا ز شـکـوه مـيـهـنانـد
بـــاد تـــا انـــدر گـــذار روزگــار
قــرنهـا مـانـي به شـادي پـايـدار
در زمـــانــه بـر فــرازد نــام تــو
هـم چـو آغــازت شــود انجام تو
بيست و پنجم شهريور ماه هزار و سيسد و نود
آگاهيهايي درباره ي هگمتانه « همدان »
درباب پيدايش نخستين شهر مادي« همدان ـ امادي –امدانه» گفته ميشود که اين شهر در پي تشکيل نخستين نهادهاي اداري ـ سياسي و به شوند نياز به جايگاهي براي استقرار نهادها توسط « دياکو» بنيانگذار شاهنشاهي ماد در سه هزار و صد سال پيش از اين در دامنه کوه الوند ساخته شد.
هگمتانه داراي هفت ارگ محکم و حيرتانگيز بوده و کاخ پر شکوه آن درون آخرين قلعه هفت گانه استوار گرديده بوده است ، با چوبهايي آراسته به سيم و زر، درها و ستونها و رواق آن آراسته به کندهکاريها و نقش و نگار و کاشيهايي به آب زر و سيماندوده با پادشاهاني همچون دياکو ـ فرورتيش ـ هووخشتره و آزيدهاک.
همدان در آن روزگار پرجمعيتترين و پر شکوهترين شهر جهان بوده است .
سلسلههاي ديگري مانند هخامنشيان ـ اشکانيان ـ ساسانيان ـ سلجوقيان و زنديان نيز اين شهر را براي پايتخت و يا گذران تابستانه انتخاب نمودهاند.
هگمتانه ويرانيهاي بزرگي را از سر گذرانيده که به شماري از آن ها ميپردازم :
برپا کننده باغ هاي معلق به شوند تنگ چشمي هفت حصار هگمتانه را ويران کرد اين ويراني را داريوششاه هخامنش بازسازي نمود. آنگاه با يورش اسکندرگجستک، وي پيروزي خود را باکشتار مردم همدان جشن گرفت .
سپس مرد آويج زياري از نظاميان حکومت علويان تبرستان و از خاندان آل بويه به بهانه انتقام خون خواهرزادهاش دو روز مردم شهر را قتل عام کرد و به هنگام بازگشت دست تنديس شيرسنگي را شکست . در سال سيصد و چهل و پنج هجري هگمتانه با زمينلر زه به تلي از خاک بدل شد . مغولها به دنبال ترکان از سال ششصد و هژده تا ششصد و بيست و هفت هجري شهر را آن چنان ويران کردند که تا سالها همدا ن وجود نداشت . مردمان از راه کوهستان و از کناره الوند به تويسرکان گريختند ولي مغولها تويسرکا ن را هم آن چنان با خاک يکسان نمودند که تا چند صد سال اثري از آن نبود آنگاه مردم از کوهها و روستاها باز گشتند و شهر ديگري به نام همدان بنا نهاد ند .
همدان از آسيب تيمورلنگ نيز در امان نماند . پس از آن نوبت به غلجايي ها رسيد با حمله آنها و شکست دولت صفوي همدان سالها در محاصره لشکر بي فرهنگ غلجاييان بود که مردمان را فراري و شهر را نابود کردند .
همدان در فاصله دو جنگ اول و دوم جهاني به اشغال قواي روس ـ عثماني ـ انگليس و امريکا درآمد و ستاد سپاه آنها شد. در اين زمان قحطي را از سرگذراند. جنبش مشروطه خواهي نيز در آن رخ داد و نقش روشن فکران شهر در مبارزه با استبداد برجسته است.
در جريان نهضت مليکردن نفت هم تلاش مردم براي دستيابي به پيروزي گفتني است.
همدان را ميتوان شهر نامداران فرهنگ و عرفان ناميد . از جمله ميتوان به بابا طاهر عريان شاعر و عارف سده چهارم و پنجم هجري ، عينالقضات همداني عارف و حکيم سده ششم هجري که به راه منصور حلاج ميرفت و وي را نيزسوزاندند و خاکسترش بر باد دادند، مير سيد علي عارف سده هشتم هجري، و ميرزاده عشقي شاعر انقلابي و نويسنده آزاديخواه هم روزگار ما که به شوند انديشه هاي روشنفکرانه در جواني کشته شد ، اشاره داشت . در سده پنجم هجري همدان سال ها منزلگه فيلسوف و دانشمند و پزشک نامدار ابوعليسينا بوده است.
و اين همه تنها گذري کوتاه بر فهرست بزر گان و نام آورا ن همدان است.
آثار تار يخي بازمانده از اين شهر کهن نيز يادآور شکوه آنست از آن جمله اند: تپه هگمتانه ـ تپه باستاني که آثار هخامنشيان در آن يافت شده و به گماني شايد خزانه شاهان در آن باشد. تپه پيسا که با تپه هگمتانه در پيوند است. کتيبه گنج نامه يادگار دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر صخرههاي الوند کوه. کاخ هگمتانه که هنگام شاهنشاهي مادها هشت سده پيش از ميلاد به فر مان کياسار مادي ساخته شده است.
از ديگر بناها ميتوان به آرامگاه بابا طاهر عريان ـ آرامگاه پور سينا ـ آرامگاه استر و مردخاي ـ قبر اسکندر ـ برج قربان ـ گنبدعلويان ـ و قلعه دختر اشاره کرد.
از جاذبههاي طبيعي اين مکان زيبا و کهن ميتوان به آبشار گنجنامه ـ دره زينا ـ دوزخ دره و غار عليصدر اشاره داشت که هر يک در گونه خويش شکوه و زيبايي بيمانندي را به بيندگان هديه ميدهند .
پيشکش به مردم آزاده همدان و ايران
بيست و پنجم شهريور ماه هزار و سيسد و نود