بدرود ،ای برادرِ جان بر کف و دلیر،

کاینسان گذشتی از زبانه آتش به راهِ عشق

در روزگارِ فتنه و بی مهری و فریب،

ای یاورِ سترگ، شدی جان پناهِ عشق

چون ققنسی دوباره درآ از دلِ شرار

ای آنکه در شراره آتش نهان شدی

ای آنکه از سیاهی این خاکِ تیره فام

بگشوده بال و پر به سوی آسمان شدی

هما ارژنگی