سروده ی هما ارژنگی
خسته جان از پلیدی دوران از هیاهوی بی امان زمان
خسته ازخشم و کینه و نیرنگ خسته از فتنه و تباهی و جنگ
خسته از رنج مردم آزاری "پیک مهر آمدم به دلداری
آمد آن پیک روشنایی ها تا گشاید دری به راه اشا
مژده دادم زمهر جاویدان ایزد نور و روشنایی جان
آن نگهبان پاکی و پیمان چاره ی نامرادی انسان
"پیک مهر" آمد و صفا آمد ارمغانی گره گشا آمد
برد با خود مرا به کشور نور داد بر من نوید شادی و شور
ازجهان آفرین یکتا گفت هم ز زرتشت و از اهوراگفت
گفت با من ز نیکی پندار سخن نیک و نیکی کردار
رنجم از دل ببرد و مهر آورد سفره ی شادمانیم گسترد
مهر و نیکی نشان داراییست بهترین هدیه ی اهوراییست