نیکو سر انجامی

  

پیشکش به فروهر پاک ادیب برومند

ز بستانِ ادب  پر زد یکی مرغِ غزل سازی

ادیبی ، نرم خو یاری، ظریفی، نکته پردازی

چنان انگشتری رنگین، نگین ها بر جبین بودش

جوانمردی و خوش خویی ، برومندی و طنازی

خردمندی خدا باور، همیشه  پیروِ یزدان

هماره در رهِ میهن ، مرامش عشق و جانبازی

به روزِ تارِ ایران ، نغمه اش گلبانگِ آزادی

فراز اندیشهِ او پرچمِ مهر و سر افرازی

چو برقی خنده زد یکدم وزان پس پای در ره شد

به راهِ مبهمی کان را نه پایانی ، نه آغازی

نکو نامی در این دنیا، به کف آسان نمی اید

در این وادی، به هر منزل، سری باید که دربازی

ادیبا! شاد بادا بر تو این نیکو سر انجامی

که با نیکو سرانجامانِ گیتی نیک انبازی

 

هما ارژنگی

 تهران نوزدهم خرداد نود و شش