زرتشت پیامبر

Zarathushtra the prophet

 

به روز و روزگاری خوش

به هنگام بهاری خوش

On a happy ,pleasant time

In a beautiful spring

که گوش اسمان پر بود

از بانگ هزاری خوش

When the universe was filled

With the song of nightingles

پدید امد به گردون گوهری برتر

رهایی بخش و نیک اختر

Rose a precious star in the sky

A prosperous, liberating man

سپنتا ارمانی بخردی پرور

A sacred one whose policy was spreading wisdom

ورا زرتشت نامیدند

زرین اختر تابان

They called him Zarathushtra

Golden bright star

همان اندیشه ورز راستی گستر

همان یکتایی مزدا اهورا را پیام اور

The thoughtful man, spreading righteous in the world

Talking of Oneness of GOD ,Ahoora  Mazda

ره و رسم بهین دینش

همه کردار و ایینش

اشا جویی اشامندی

His policy, his method, his deed and his teachings

Was all based on the law of ASHA

همان راهی که ره جو را رساند خود به خرسندی

The path which leads to contentment

به گفتاری خوش و شیوا

سرودی در جهان مانا

ترا خواند بدان مزدا

همان هستی ده یکتا

in a charming, eloquent speech

By singing beautiful lyrics

He leads you towards GOD

creator of all beings

به راه راستی پوید

به گردون راستی جوید

He walks on the path of truth

He seeks truthfulness

زنیک اندیشی و نیکی گزینی داستان گوید

He tells us about good thought   and benevolence

منش نیک و سهش نیک و رها از بیم دروندی

In a good manner ,with good emotion and far from falsity

به هنجاری نکو می راندت سوی خردمندی

He leads you to the state of wisdom

ترا گوید که در گیتی به غیر راستی ره نیست

He tells you that righteousness is the best choice in the world

کسی کاو بی خرد اید ز رمز راه اگه نیست

An unconscious one is not aware of the secret

همه نیک و بد گیتی نهاده در ترازویی

All the right and wrong are put on a balance

زر نیکی گزین زین دو اگر گنج نهان جویی

Choose the gold of Goodness if you are looking for a secret treasure

در این پیکار نیک و بد ترا اگاه می خواهد

In the battle between good and evil

He wants you to be aware

در ایین اشا با خود ترا همراه می خواهد

He wants you to accompany him on the path of Asha

تو ای زرتشت روشنگر، به فر ایزدی برتر

امردادی نمیرایی

Oh, thou the enlightened Zorothushtra

Thou who is given divinity splendor

Who is immortal

که چون پیکی پیام اور ز شهر عشق می ایی

Thou the messenger of love

و اواز و سرود ماندگارت در حریر باد می پیچد

With everlasting song which dances

along in the silky wind

و چون رودی روان در بستر مهتاب می ریزد

And pours like an stream in the bed of moonlight

به امیدی که شاید در روان خفتگان این شب پایا

فروغی نو بتابانی

Wishing to inlighten the sleepy souls in this endless night.

 

Written by Homa  Arzhangi

سراینده  هما ارژنگی